تاريخ : چهارشنبه 27 دی 1391  | 1:39 PM | نويسنده : محمد طاهری

برای مطالعه ی زندگی نامه لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید !!!!!!!

 

كودكي و تحصيلات

شهيد محمدحسين فهميده، فرزند محمدتقي، در يكي از روزهاي بهاري ـ ارديبهشت سال 1346 (مصادف با سوم محرم) ـ در شهر خون و قيام در خانه‌اي محقر و كوچك در محله پامنار قم به دنيا آمد و در محيطي مذهبي و خانواده‌اي متدين پرورش يافت. در سال 1352 در «دبستان روحاني» قم مشغول به تحصيل شد. چهار سال ابتدایی را زیر نظر معلمی روحانی گذراند سال تحصيلي به آخر رسيده بود. و سال پنجم را به دلیل انتقال خانواده‏اش به شهر کرج، در مدارس این شهر سپری کرد. بوي تابستان مي‌آمد. در سال‌هاي 1356 و 1357 به پخش اعلاميه‌هاي رهبر كبير انقلاب مبادرت مي‌ورزيد حتي چند بار «ضد انقلاب‌ها» كتكش زده بودند تا دست از اين كارها بر دارد اما او منصرف نشده بود. در زمستان سال 1357 نيز در تظاهرات انقلاب اسلامي شركت نمود. در 12 بهمن سال 1357، موفق به ديدار مقام معظم رهبري شد. آنها شهر قم را دوست داشتند ولي رفتن به تهران برايشان رؤيايي شيرين بود. ديدن خانه جديدشان در كرج همه را خوشحال كرده بود. روزي كه براي اولين بار به مدرسه راهنمايي «خياباني» كرج قدم گذاشت، به خود نهيب زد: «همه بچه‌ها دوست تو هستند! هيچ‌كس غريبه نيست!». روح وي نيز مانند ميليون‌ها جوان و نوجوان ديگر كشور، دچار تحولات عظيمي شد و شيفته حضرت امام گرديد. شهيد فهميده نوجواني شجاع، فعال، كوشا و خوش برخورد بود و به مطالعه علاقه زيادي داشت. با وجود آنكه به سن تكليف نرسيده بود، نماز مي‌خواند و همچنين براي والدين خود احترام خاصي قائل بود. او هم‏زمان با تحصیل، با پشتکار فراوان در کمک به پدر نیز می‏کوشید و با وجود سن کم، در فعالیت‏های مذهبی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی شرکت می‏جست.

فهمیده پس از پیروزی انقلاب

شهید فهمیده، پس از پیروزی انقلاب با تشکیل بسیج در آذر سال 1358 به فرمان امام خمینی رحمه‏الله ، به خیل عظیم بسیجیان جان بر کف پیوست. پس از حوادث کردستان، با وجود سن کم و جثه کوچکش راهی آنجا شد، ولی برادران کمیته به علت کمی سن، او را بازگرداندند. و از خانواده‌اش تعهد گرفتند تا ديگر به كردستان نرود. این قهرمان کوچک آرام ننشست و با شرکت در آموزش‏های رزمی، تابستان سال 1359 را گذراند. با شروع جنگ تحميلي، زماني كه رژيم بعثي عراق در 31 شهريور 59 به ايران حمله كرد، حسين، تصميم مي‌گيرد به جبهه برود و با سختي فراوان عازم خرمشهر مي‌شود.

از مدرسه تا جبهه جنوب

محمدحسین فهمیده، آن‏چنان گوش به فرمان رهبر بود که در شروع جنگ تحمیلی، بی‏درنگ بارساندن خود به جبهه، در اطاعت از فرمان رهبری و پاس‏داری ازمیهن کوشش‏ها کرد. با این حال، رزمندگان که متوجه شدند او سیزده سال دارد، وی رابرگرداندندو درصدد برآمدند از او تعهد بگیرند دیگر از شهر کرج خارج نشود، ولی او رضایت نداد و خطاب به آنان گفت: «خودتان را زحمت ندهید. اگر امام بگویند هر جا باشم، آماده رفتن هستم. من باید به مملکت خدمت کنم. من تعهد نمی‏دهم». پس از این، زمزمه رفتن به جبهه را بین دوستان و خانواده‏اش سر داد. پس از آن، یک روز که به بهانه خرید نان از خانه خارج شده بود، به دوستش گفت سه روز بعد که به جنوب رسید، به خانواده‏اش خبر دهد که او به جبهه رفته است.

آموزگار ایثار

همان روزهاي نخست و با وجود سن و سال كم به فرماندهان ثابت مي‌كند كه لياقت و شهامت حضور در جبهه را دارد. او در همان مدت كوتاه رشادت‌هاي فراواني از خود نشان داد.

در خط مقدم جبهه، شهید فهمیده به اتفاق دوستش، محمدرضا شمس در یک سنگر بودند. مدتي بعد او و دوستش محمدرضا شمس زخمي شدند و آنها را به بيمارستان ماهشهر بردند. حسين و محمدرضا تا حالشان خوب شد، دوباره به جبهه برگشتند. اما اين بار فرمانده اجازه نمي‌داد حسين به «خط مقدم» برود. چند روز بعد، حسين با كلي لباس و اسلحه عراقي‌ها پيش فرمانده‌شان آمد. فرمانده با كمال تعجب فهميد كه او اينها را با دست خالي از عراقي‌ها غنيمت گرفته است. همين شد كه به حسين اجازه داد تا دوباره به خط مقدم برگردد. ، مي‌بيند كه 5 تانك عراقي به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده او با مشاهده تانک‏های عراقی که به طرف رزمندگان هجوم آورده و درصدد محاصره و قتل عام آنها بودند، تاب نیاورد و در حالی که تعدادی نارنجک به کمر بسته و در دستش گرفته بود، به طرف تانک‏ها حرکت کرد. در این هنگام، تیری به پایش خورد و او را مجروح ساخت، ولی نتوانست در اراده محکم و پولادین محمدحسین خللی وارد کند. از لابه‏لای تیرهایی که از هر سو به طرفش می‏آمد، خود را به تانک پیشرو رساند و با استفاده از نارنجک، موفق شد آن را منفجر کند و خود نیز تکه تکه شد. پس از انفجار تانک، مهاجمان عراقی گمان کردند حمله‏ای صورت گرفته است. ازاین‏رو، روحیه خود را باختند و با سرعت هر چه تمام‏تر تانک‏ها را رها کردند و پا به فرار گذاشتند. در نتیجه، حلقه محاصره شکسته شد و پس از مدتی، نیروهای کمکی رسیدند و آن قسمت را از وجود متجاوزان پاک‏سازی کردند.

خبر شهادت

صدای جمهوری اسلامی ایران، با قطع برنامه‏های عادی خود، اعلام کردکه نوجوانی سیزده ساله با فداکاری زیر تانک عراقی رفته، آن را منفجر کرده و خود نیز به شهادت رسیده است. امام خمینی رحمه‏الله در پیامی به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی فرمود: «رهبر ما آن طفل سیزده‏ساله‏ای است که با قلب کوچک خود، ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگ‏تر است. با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید». با این کلمات، حسین فهمیده و فداکاری او در تاریخ پرشکوه سرافرازی‏های ایران ثبت شد و جاودانه ماند. بقایای پیکر شهید محمدحسین فهمیده در بهشت زهرای تهران، قطعه 24، ردیف 44، شماره 11، به خاک سپرده شد.
شهيد حسين فهميده در بيان رهبري رهبر معظم انقلاب

ايشان مي‌فرمايند: «زنده نگه داشتن ياد حادثه شهادت دانش‌آموز بسيجي، «شهيد فهميده» از اصالت‌هاي دفاع مقدس مي‌باشد. مقام معظم رهبري در ديدار با خانواده او در رابطه با فداكاري و شجاعت او فرمودند: بروز چنين حوادثي كه از تربيت صحيح و اصالت‌هاي خانوادگي است، صرفاً در محيط‌هاي اسلامي جلوه‌گري و نورافشاني مي‌كند.»

 







نظرات 0

  • دانلود صوت و فیلم